خرید بک لینک



+فردا قراره بریم نطنز...عروسی...من و بابا تنهایی!کاش مجبور نبودم....اونجا توی تالار مجبورم تنهایی بشینم ..کاش بابا اینو میفهمید و انقد اسرار نمیکرد و نمیگفت واسه خوب شدن حال خودت خوبه....ممنون که نگرانمی بابایی....

اگه میرم فقط به خاطر اینه که میخوام برم سر خاک باباجون....دفعه آخری خیلی گریه کردم ....اینبارم...هووووف نمیدونم چرا همیشه وقتی دلم خیلی پره میریم سر خاکش...

++شنبه قراره برم تولد ملیکا ...کنار اون دوستای خل و چل شاید خوش بگذره....آخرین دیدارمونه....احتمالا بعدش دیگه هیچوقت همو نمیبینیم...هعیییی:/

+++حالم خوبه فقط حوصله ندارم...فقط ی ذره ذهنم درگیره و ی ذره... بیخی خوبم!

۲۲ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۳۷ موافقین۰ مخالفین۰

ما جــــــــღــــــدہツ

برچسب: نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:54

صفحه بندی